حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

300

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

آن ياد خواهيم كرد - رسم غربىها اين است كه وقتى به اين شهر مىرسند چادرهايى به‌پا مىكنند تا قبل از صعود به قلعه و پس از فرود از آن ، در آن به استراحت بپردازند . از جمله تغييرات ايجاد شده در اين مكان اين است كه دولت براى افرادى كه از راه دور مىآيند و به آنجا وارد مىشوند رستورانى ساخته و آنقدر به آنها عنايت داشته كه اداره آن را به مسؤولى واگذار كرده تا غذاى رايگان در اختيار آنان گذارد . و ما اين مطلب را از غذاى بدى كه در اختيار ما گذاشته شده بود نسبت به غذايى كه در اين رستوران در اختيار ما گذاشته شد فهميديم . يكى از غذاهاى معمول در ايران ، چلوكباب است . اين غذا متشكل است از گوشت كباب شده كه بر روى پلو مىگذارند . يكى ديگر از اين غذاها ، جوجه‌كباب است كه به جاى گوشت گوسفند ، از گوشت مرغ استفاده مىكنند . مسؤل ميهمانخانه غذايى را كه براى ما آورد ، جوجه‌كباب بود و براى اولين‌بار ديدم گوشت مرغى كه براى من آورده است گردن مرغ است . درحالىكه عادت دارند كه در اين نوع غذا سليقه به خرج دهند و براى مهمانانشان از بهترين قسمت گوشت استفاده كنند . اما من اين برخورد ميزبان را اتفاقى و بر خلاف رفتار كريمانهء ايرانىها در مهمانىهايشان به شمار آوردم . پس از آنكه غذا را خورديم و سوار اتومبيل شديم كه برگرديم - و چهار نفر بوديم - همگى يادآور شديم كه سهم هريك در غذا ، بال مرغ بوده است . البته علت آن را فهميديم . زيرا مسؤول رستوران به افراد بالا دست خود كه از او حسابرسى مىكنند ، يادآور مىشود كه براى چهار نفر از ميهمانان ، غذاى مرغ درست كرده است . و لازمهء اين پذيرايى اين است كه حداقل دو مرغ براى آنها درست كرده باشد و لذا از مسؤولين بالا ، بهاى دو مرغ را مىگيرد اما براى ميهمانان چهار بال و دو گردن مرغ مىآورد و باقى جاهاى مرغ براى وى مىماند .